نوید آشنایی می‌دهد چشم سخنگویت - ادبستان شعر پارسی % %

نوید آشنایی می‌دهد چشم سخنگویت

وحشی بافقی- غزل شماره 108

نوید آشنایی می‌دهد چشم سخنگویت

گرفته انس گویا نرمیی با تندی خویت

بمیرم پیش آن لب، اینچنین گاهی تبسّم کن

بحمدالله که دیدم بی گره یک بار ابرویت

به رویت مردمان دیده را هست آنچنان میلی

که ناگه می‌دوند از خانه بیرون تا سر کویت

شرابی خورده‌ام از شوق و زور آورده می‌ترسم

که بردارد مرا ناگاه و بیخود آورد سویت

ز آتش آب می‌جویم ببین فکرِ محالِ من

وفاداری طمع می‌دارم از طبعِ جفا جویت

فریبِ غمزه امروز آنقدر، خوردم که می‌باید

مجرّب بود هر افسون که بر من خواند جادویت

چه بودی گر به قدرِ آرزو جان داشتی وحشی

که کردی صد هزاران جان فدایِ یک سر مویت

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤