چون نیست پدید در غمم بیرون شو - ادبستان شعر پارسی % %

چون نیست پدید در غمم بیرون شو

مهستی گنجوی – رباعی شماره 236

چون نیست پدید در غمم بیرون شو

ای دیده تو خون گری و ای دل خون شو

ای دل تو نوآموز نه ای در غم عشق

حاجت نبود مرا که گویم چون شو

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤