
حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 187
ای که با نور خرد نور خدا می جویی
خویش بین عکس نظر کن به کجا می پویی
چیست ماهیت و مرآت چه عین ثابت
حد تقریب نهند اهل حقیقت سویی
مطربا راست برو راه مخالف بگذار
چند از این پرده به عشاق نوا می گویی
خار این باغ عزیز است چو گل خوار مبین
تا که از گلشن توحید بیابی بویی
هر چه زیبنده ز چیزیست مخواه از دگری
سیمی از رویی و آهن صفتی از رویی
خضر خطت که خورد آب حیات از دهنت
بین که پهلو زندش اهرمن گیسویی
آن چنان طوطی اسرار شده نغمه سرا
که همه دفتر ارباب خرد می شویی



