غزلی از علی کیانلویی - ادبستان شعر پارسی % %

غزلی از علی کیانلویی

 

آدم از دست خودش سير که شد مي ميرد

مثل پروانه کمي پير که شد مي ميرد

 زندگي پنجره اي رو به تماشاست،ولي

بسته و خسته و دلگير که شد مي ميرد

 عشق،رقصيدن ماهي ست؛که اقيانوسي ست

به دم و بازدمي دير که شد مي ميرد

شعر،نيلوفر آبيست،شناور در عشق

سهم يک برکه ي دلگير که شد مي ميرد

 گريه گاهي ملکوتي است ،غزل آلوده

بغض آلود و نفس گير که شد مي ميرد

مرد آن است پلنگانه بتازد تا عشق

بسته ي کُـنده و زنجير که شد مي ميرد.


 واژگان کلیدی: اشعار علی کیانلویی،نمونه شعر علی کیانلویی،شاعر علی کیانلویی،شعرهای علی کیانلویی،یک شعر از علی کیانلویی،شعری از علی کیانلویی،غزل علی کیانلویی،غزلیات علی کیانلویی،غزل های علی کیانلویی،شاعر ایلامی،شاعر دهلرانی.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤