
شعر نخست :
عشق از من و نگاه تو تشکیل میشود
گاهی تمام من به تو تبدیل میشود
وقتی به داستان نگاه تو میرسم
یکباره شعر وارد تمثیل میشود
ای عابر بزرگ که با گام های تو
از انتظار پنجره تجلیل میشود
تا کی سکوت و خلوت این کوچه های سرد
بر چشم های پنجره تحمیل میشود؟
آیا دوباره مثل همان سال های پیش
امسال هم بدون تو تحویل میشود؟
بی شک شبی به پاس غزل های چشم تو
بازار وزن و قافیه تعطیل میشود
آن روز هفت سین اهورایی بهار
موعود! با سلام تو تکمیل میشود
شعر دوم :
سنگینی حضور تو خم کرد قامتم
مشغول چشم های تو یعنی عبادتم
از پشت این سکوت نفسگیر سالهاست
در چشم هات خیمه زدن گشته عادتم
تنها به این دلیل دلم را شکسته ام
تا با خبر شوی و بیایی عیادتم
از این همه شمارش معکوس لحظه ها
خسته شده است عقربه گیج ساعتم
میخواهی از حصار نگاهت رها شوم
آخر برای چه؟ نکند بی لیاقتم !
ای بغض ! دست و پنجه نکن نرم با دلم
بگذار قطره قطره شود خیس صورتم
واژگان کلیدی:اشعار زهرا بیدکی،نمونه شعر زهرا بیدکی،شاعر زهرا بیدکی،شعرهای زهرا بیدکی،شعری از زهرا بیدکی،یک شعر از زهرا بیدکی،غزل غزلیات غزل های غزلی از زهرا بیدکی،زهرابيدكي.





