
صائب تبریزی- غزل شماره 2504
هر که دامن بر میان در چیدن گل می زند
آستین بر شعلۀ آواز بلبل می زند
هر که بر خود تلخ می سازد شکرخواب صبوح
بوسۀ تر همچو شبنم بر رخ گل می زند
نغمه اش از بس گلوسوزست در دلهای شب
بوسه ها پروانه بر منقار بلبل می زند
همّتی در کار ما ای عارفان و عاشقان
بر در دل حلقه شوق سیر کابل می زند
هر که چون صائب به طرز تازه، دیرین آشناست
دم به ذوق عندلیب باغ آمل می زند



