از دل خم می گلرنگ به جام آمده است - ادبستان شعر پارسی % %

از دل خم می گلرنگ به جام آمده است

صائب تبریزی- غزل شماره 1550

 

از دل خم می گلرنگ به جام آمده است

آفتاب عجبی بر لب بام آمده است

باده در سلسلۀ تاک ندارد آرام

لب میگون تو تا بر لب جام آمده است

سرو چون سبزۀ خوابیده زمین گیر شده است

قدر رعنای که دیگر به خرام آمده است؟

اشک حسرت شده در ساغر خضر آب حیات

تا دگر تیغ که بیرون ز نیام آمده است؟

هاله از غیرت من حلقۀ ماتم شده است

تا به دلجوییم آن ماه تمام آمده است

از سیاهی چه خیال است برآید داغش

هر عقیقی که گرفتار به نام آمده است

ای بسا خام که بسیار به از پخته بود

عیب عنبر نتوان کرد که خام آمده است

می کند جوش گل و نالۀ بلبل فریاد

که ز می توبه درین فصل حرام آمده است

سیری از حرص مدارید توقّع زنهار

که تهی چشم تر از حلقۀ دام آمده است

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤