می گلرنگ من آن روی چو گلنار بس است - ادبستان شعر پارسی % %

می گلرنگ من آن روی چو گلنار بس است

صائب تبریزی- غزل شماره 1470

 

می گلرنگ من آن روی چو گلنار بس است

نقل من حرفی ازان لعل شکربار بس است

نیست چون سیل مرا راهنمایی در کار

کشش بحر مرا قافله سالار بس است

پرتو عاریتی نعل در آتش دارد

شمع بالین من از دیدۀ بیدار بس است

قیل و قال است گران بر دل روشن گهران

طوطی آینه ام سبزۀ زنگار بس است
چون به حیرت زدگان است مرا روی سخن

طرف صحبت من صورت دیوار بس است

کاروانی جهد از خواب به یک طبل رحیل

در شبستان جهان یک دل بیدار بس است

نبرد سبحۀ تزویر به صد راه مرا

کمر وحدت من حلقۀ زنّار بس است

بی نیازست سخنور ز محرّک صائب

خامه را ذوق سخن باعث گفتار بس است

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤