
سهراب سپهری – مجموعه شرق اندوه
شماره 12
شورم را
من سازم: بندی آوازم . برگیرم، بنوازم. بر تارم زخمه ی لا می زن، راه فنا می زن
من دودم: می پیچم، می لغزم، نابودم
می سوزم، می سوزم : فانوس تمنایم. گل کن تو مرا و درآ
آیینه شدم، از روشن و از سایه بری بودم . دیو و پری آمد
دیو و پری بودم. در بی خبری بودم
قرآن بالای سرم، بالش من انجیل، بستر من تورات و زیر پوشم اوستا
می بینم خواب بودایی در نیلوفر آب
هر جا گل های نیایش رست، من چیدم. دسته گلی دارم
محراب تو دور از دست: او بالا من در پست
خوشبو سخنم، نی ؟ باد بیا می بردم، بی توشه شدم در کوه کجا
گل چیدم، گل خوردم
در رگ ها همهمه ای دارم، از چشمه ی خود آبم زن، آبم زن
و به من یک قطره گوارا کن، شورم را زیبا کن
باد انگیز درهای سخن بشکن، جا پای صدای می روب
هم دود چرا می بر، هم موج من و ما و شما می بر
ز شبم تا لاله ی بیرنگی پل بنشان، زین رویا در چشمم گل بنشان
گل بنشان



