سرو سیمینا به صحرا می‌روی همراه با معنی و تفسیر

سرو سیمینا به صحرا می‌روی

سعدی-غزل شماره 677

 

سرو سیمینا به صحرا می‌روی

نیک بدعهدی که بی ما می‌روی

کس بدین شوخی و رعنایی نرفت

خود چنینی یا به عمدا می‌روی

روی پنهان دارد از مردم پری

تو پری روی آشکارا می‌روی

گر تماشا می‌کنی در خود نگر

یا به خوشتر زین تماشا می‌روی

می‌نوازی بنده را یا می‌کشی

می‌نشینی یک نفس یا می‌روی

اندرونم با تو می‌آید ولیک

خائفم گر دست غوغا می‌روی

ما خود اندر قید فرمان توایم

تا کجا دیگر به یغما می‌روی

جان نخواهد بردن از تو هیچ دل

شهر بگرفتی به صحرا می‌روی

گر قدم بر چشم من خواهی نهاد

دیده بر ره می‌نهم تا می‌روی

ما به دشنام از تو راضی گشته‌ایم

وز دعای ما به سودا می‌روی

گر چه آرام از دل ما می‌رود

همچنین می‌رو که زیبا می‌روی

دیده سعدی و دل همراه توست

تا نپنداری که تنها می‌روی

معنی بیت‌های شعر

سرو سیمینا به صحرا می‌روی / نیک بدعهدی که بی ما می‌روی

ای یارِ بلندبالای سیمین‌اندام، به صحرا می‌روی؛ چه بسیار پیمان‌شکنی که بدون ما می‌روی.

کس بدین شوخی و رعنایی نرفت / خود چنینی یا به عمدا می‌روی

هیچ‌کس با این همه دلربایی و ناز و زیبایی راه نرفته است؛ آیا ذاتاً چنین دلربایی یا عمداً این‌گونه رفتار می‌کنی؟

روی پنهان دارد از مردم پری / تو پری روی آشکارا می‌روی

پری از مردم روی خود را پنهان می‌کند، اما تو که چهره‌ای پری‌وار داری، آشکارا و بی‌پرده می‌روی.

گر تماشا می‌کنی در خود نگر / یا به خوشتر زین تماشا می‌روی

اگر برای تماشا می‌روی، به خودت بنگر؛ یا شاید به جایی می‌روی که از دیدن خودت نیز تماشایی‌تر است.

می‌نوازی بنده را یا می‌کشی / می‌نشینی یک نفس یا می‌روی

آیا می‌خواهی این بنده را بنوازی یا او را از عشق خود بکشی؟ آیا لحظه‌ای می‌نشینی و درنگ می‌کنی یا همچنان می‌روی؟

اندرونم با تو می‌آید ولیک / خائفم گر دست غوغا می‌روی

دل و جانم همراه تو می‌آید؛ اما می‌ترسم وقتی به میان غوغا و جمعیت می‌روی، از دسترس من دور شوی.

ما خود اندر قید فرمان توایم / تا کجا دیگر به یغما می‌روی

ما خود در بند فرمان تو هستیم؛ دیگر تا کجا می‌خواهی دل و جان ما را به تاراج ببری؟

جان نخواهد بردن از تو هیچ دل / شهر بگرفتی به صحرا می‌روی

هیچ دلی از دست تو جان سالم به در نخواهد برد؛ شهر را با دلربایی خود فتح کرده‌ای و اکنون به صحرا می‌روی.

گر قدم بر چشم من خواهی نهاد / دیده بر ره می‌نهم تا می‌روی

اگر بخواهی بر چشم من قدم بگذاری و به دیدارم بیایی، چشمم را بر راه می‌نهم و تا هنگام رفتنت به انتظارت می‌مانم.

ما به دشنام از تو راضی گشته‌ایم / وز دعای ما به سودا می‌روی

ما حتی به دشنامی از سوی تو خشنود شده‌ایم؛ اما تو بر اثر دعای ما نیز دیوانه و آشفته می‌شوی.

گر چه آرام از دل ما می‌رود / همچنین می‌رو که زیبا می‌روی

هرچند با رفتنت آرام و قرار از دل ما می‌رود، همین‌گونه زیبا و دلربا به راه خود ادامه بده.

دیده سعدی و دل همراه توست / تا نپنداری که تنها می‌روی

چشم و دل سعدی همراه توست؛ پس گمان مکن که تنها می‌روی.

مقدمه و فضای کلی

این غزل سعدی خطاب به یاری زیبارو و دلرباست که با ناز و بی‌اعتنایی از برابر شاعر می‌گذرد. شاعر با بهره‌گیری از تشبیه‌هایی چون سرو و پری، زیبایی، رعنایی و بدعهدی معشوق را می‌ستاید و هم‌زمان از دوری او گلایه می‌کند. فضای شعر سرشار از شگفتی، شیفتگی و طنزی لطیف در گفت‌وگوی عاشقانه با معشوق است.


واژگان دشوار

سرو سیمینا: ای سروِ سیمین‌تن؛ خطاب به یار خوش‌اندام و زیبارو

سیمین: نقره‌ای؛ سفید و درخشان

صحرا: بیابان؛ دشت

نیک: بسیار؛ به‌راستی

بدعهدی: پیمان‌شکنی؛ بی‌وفایی

شوخی: چالاکی و دلربایی؛ ظرافت و عشوه‌گری

رعنایی: زیبایی و خوش‌اندامی؛ دلربایی

بدین: به این؛ چنین

خود: به‌راستی؛ واقعاً

چنینی: چنین هستی؛ این‌گونه‌ای

عمدا: از روی قصد و اراده

پری: موجود افسانه‌ای زیبارو؛ در اینجا کنایه از انسان بسیار زیبا

پری‌روی: زیبارو؛ کسی که چهره‌ای چون پری دارد

آشکارا: به‌صورت آشکار؛ نمایان

تماشا: نگاه کردن برای لذت بردن؛ دیدن

نگر: نگاه کن؛ بنگر

خوشتر: زیباتر؛ دلپذیرتر

زین: از این


نتیجه‌گیری

سعدی در این غزل با ستایش زیبایی و دلربایی معشوق، از بی‌وفایی و شتاب او در رفتن می‌نالد و وی را به نگریستن در زیبایی خویش فرامی‌خواند.


تفسیر کلی

سعدی در این غزل، معشوق را به سروی سیمین‌اندام و پری‌روی تشبیه می‌کند که با ناز و دلربایی از برابر عاشق می‌گذرد و بی‌اعتنا او را تنها می‌گذارد. شاعر از این رفتنِ بی‌وفایانه و رفتار شوخ و رعنای محبوب، هم شگفت‌زده است و هم گله‌مند. زیبایی معشوق چنان آشکار و خیره‌کننده تصویر می‌شود که حتی پری نیز در برابر او پنهان می‌ماند. در بیت پایانی، سعدی با لحنی طنزآمیز و عاشقانه می‌گوید اگر محبوب برای تماشا می‌رود، بهتر است نخست در جمال خویش بنگرد، زیرا از آن زیباتر چیزی برای دیدن وجود ندارد.


معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤