
سعدی-غزل شماره 491
برخیز تا طریق تکلف رها کنیم
دکان معرفت به دو جو بر بها کنیم
گر دیگر آن نگار قبا پوش بگذرد
ما نیز جامههای تصوف قبا کنیم
هفتاد زلت از نظر خلق در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنیم
آن کو به غیر سابقه چندین نواخت کرد
ممکن بود که عفو کند گر خطا کنیم
سعدی وفا نمیکند ایام سست مهر
این پنج روز عمر بیا تا وفا کنیم
معنی بیتهای شعر
برخیز تا طریق تکلف رها کنیم
دکان معرفت به دو جو بر بها کنیم
برخیز تا شیوهی تظاهر و تکلف را کنار بگذاریم و معرفت و دانایی را چنان بیارزش و بیپیرایه نکنیم که گویی به بهای اندکی فروختنی است.
گر دیگر آن نگار قبا پوش بگذرد
ما نیز جامههای تصوف قبا کنیم
اگر آن یارِ زیبارویِ قباپوش بار دیگر از کنار ما بگذرد، ما نیز جامههای زاهدانه و صوفیانهی خود را کنار میگذاریم و به او دل میبازیم.
هفتاد زلت از نظر خلق در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنیم
پنهان ماندن هفتاد گناه از چشم مردم، بهتر از عبادتی است که آن را از روی خودنمایی و ریا انجام دهیم.
آن کو به غیر سابقه چندین نواخت کرد
ممکن بود که عفو کند گر خطا کنیم
آن کسی که بدون آنکه پیش از این شایستگی و سابقهای از ما دیده باشد، اینهمه به ما لطف و محبت کرده است، ممکن است اگر خطایی از ما سر بزند، آن را نیز ببخشد.
سعدی وفا نمیکند ایام سست مهر
این پنج روز عمر بیا تا وفا کنیم
ای سعدی، روزگار بیوفا و سستمهر به کسی وفادار نمیماند؛ پس بیا در همین فرصت کوتاه زندگی، خودمان با یکدیگر وفادار باشیم.




این غزل در دیوان شعر حافظ هم هست منتها ابیات آخرش چند بیت بیشتر هست …