جان کیست ندانم که در این شهر برایت - ادبستان شعر پارسی % %

جان کیست ندانم که در این شهر برایت

سحاب اصفهانی – غزل شماره 88

جان کیست ندانم که در این شهر برایت

ناکرده فدای همه جان‌ها به فدایت

حسنت ز حد افزون شد و غیرت نگذارد

کز چشم بد خلق سپارم به خدایت

تأثیر دعایش سبب ترک جفا شد

ای کاش نبودی اثر ای دل به دعایت

با این که بود جای تو دایم به دل من

هر لحظه ندانم که به جویم ز کجایت

از ترک جفایت ستمی تازه مراد است

اکنون که گرفته است دلم خو به جفایت

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤