چون یوسف من گر به نکویی پسری داشت - ادبستان شعر پارسی % %

چون یوسف من گر به نکویی پسری داشت

سحاب اصفهانی – غزل شماره 49

چون یوسف من گر به نکویی پسری داشت

یعقوب ز حال دل زارم خبری داشت

ای دل ز چه رو منتظر صبح وصالی

کی بود که از پی شب هجران سحری داشت؟

یا رب به چه جرم از نظر انداخته ما را؟

آن شاه که بر حال گدایان نظری داشت

میبرد اگر سنگدلی دل ز کف او

آن سنگدل از حال دل من خبری داشت

از دام تواش خواهش پرواز نمی بود

آن روز که مرغ دل من بال و پری داشت

ره جانب مقصد به ره عشق کجا برد

هر کس چو دل گمره من راهبری داشت

سنگین دل و بی رحم سحاب اینهمه کی بود

گر آه دل من به دل او اثری داشت

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤