هر زمان دامن به خون بی‌گناهی تر کند - ادبستان شعر پارسی % %

هر زمان دامن به خون بی‌گناهی تر کند

سحاب اصفهانی – غزل شماره 121

هر زمان دامن به خون بی‌گناهی تر کند

چون رسد نوبت به من اندیشه از محشر کند

سال‌ها کردیم بر کوی تو در سر خاک‌ها

تا که در کوی تو دیگر خاک ما بر سر کند

قوت یک آه دارد دل نمی‌داند کز آن

چاره ی بیداد آن یا کینه ی اختر کند

دست هجران تواش در بر کند صد جامه چاک

هر که روزی خلعت وصل تو را در بر کند

پر بود چون ساغر من دایم از خون جگر

بعد مردن گر کسی خاک مرا ساغر کند

گاهی از وارستگی حرفی برای مصلحت

با رقیبان گویم و ترسم که او باور کند

آتش غم صرصر هجرش کند با من سحاب

آنچه آتش با گیا صرصر به خاکستر کند

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤