دانی چه بود عمر گرانمایه دمی چند

سحاب اصفهانی – غزل شماره 157

دانی چه بود عمر گرانمایه دمی چند

این عیش و نشاطش به حقیقت المی چند

ای آن که تو را نیست یقین قصه ی دوزخ

از کوی خرابات برون نه قدمی چند

شعرم همه گنج گهر اما بر خوبان

دردا که مقابل نبود با درمی چند

خون خواهی خویش از که کند روز قیامت

این دل که بود زخمی تیغ ستمی چند

گه صفر دهان تو و گه موی میانت

نگذاشت بقایی ز وجود و عدمی چند

باید ز غم عشق کند چاره ی هر غم

هر کس چو سحابست گرفتار غمی چند

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها