
رهی معیری – رباعی شماره 42
گل نی
آمد بر من نگار خوی کرده ز می
او زآتش می گرم و من از صحبت وی
گفتم: گل من، لعل لبت کی بوسم ؟
خندید و به عشوه گفت: وقت گل نی !

رهی معیری – رباعی شماره 42
گل نی
آمد بر من نگار خوی کرده ز می
او زآتش می گرم و من از صحبت وی
گفتم: گل من، لعل لبت کی بوسم ؟
خندید و به عشوه گفت: وقت گل نی !