
خواجوی کرمانی – غزل شماره 191
عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
شکّرست آن کام جان یا لعل شکّرخای دوست
پرتو مهرست یا مهر رخ زیبای یار
قامت سروست یا سرو قد رعنای دوست
آیت حسن است یا توقیع ملک دلبری
یا به خون ما خطی یا خطّ مشک آسای دوست
عکس پروین است یا قندیل مه یا شمع مهر
یا چراغ زُهره یا روی جهان آرای دوست
مار ضحّاک است یا شب یا طناب چنبری
یا نقاب عنبری یا جعد مه فرسای دوست
چشمه ی نوش است یا کان نمک یا جام می
یا زلال خضر یا مرجان جان افزای دوست
آهوی مست است یا جزع یمن یا عین سِحر
یا فریب عقل و دین یا نرگس شهلای دوست
شاخ شمشادست یا سرو سهی یا نارون
یا صنوبر یا بلای خلق یا بالای دوست
قامت خواجوست یا قوس قزح یا برج قوس
یا هلال عید یا ابروی چون طغرای دوست
بزم دستورست یا بتخانه ی چین یا چمن
یا ارم یا جنّت فردوس یا مأوای دوست



