مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید

حافظ-غزل مشکوک شماره 11
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زدهام فالی و فریادرسی میآید
زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس
موسی آنجا به امید قبسی میآید
هیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیست
هرکس آنجا به طریق هوسی میآید
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
این قدر هست که بانگ جرسی میآید
جرعهای ده که به میخانه ی ارباب کرم
هر حریفی ز پی ملتمسی میآید
دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است
گو بران خوش که هنوزش نفسی میآید
خبر بلبل این باغ بپرسید که من
نالهای میشنوم کز قفسی میآید
یار دارد سر صید دل حافظ یاران
شاهبازی به شکار مگسی میآید
معنی بیت های نخستین
۱. مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید / که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید:
ای دل، مژده باد که نجاتدهندهای (مسیحایی) در راه است که از نفس خوشش بوی یار آشنا میآید. حافظ با اشاره به مسیحا که در فرهنگ اسلامی نماد حیاتبخشی است، از آمدن معشوقی جانافزا خبر میدهد.
۲. از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش / زدهام فالی و فریادرسی میآید:
از درد فراق ناله و فریاد مکن، چرا که دوش فال زدهام و نشان از رسیدن فریادرسی میدهد. شاعر با اشاره به سنت تفأل به دیوان حافظ، وعدهی گشایش میدهد.
۳. زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس / موسی آنجا به امید قبسی میآید:
در امنیت وادی آتش (اشاره به داستان موسی و بوتهی سوزان) تنها من خوشحال نیستم، موسیای نیز به امید دیدار خدا (قبس=پرتو آتش) میآید. این بیت به اشتیاق عارفانه برای وصال حق اشاره دارد.
۴. هیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیست / هرکس آنجا به طریق هوسی میآید:
در راه تو هیچ کس بیهدف نمیآید، هرکس به انگیزهای خاص (هوسی) به این سو کشیده میشود. حافظ به جذبهی عمومی معشوق اشاره میکند که هرکس بنا به ظرفیت خود جذب میشود.
۵. کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست / این قدر هست که بانگ جرسی میآید:
هیچ کس نمیداند جایگاه واقعی معشوق کجاست، فقط این اندازه معلوم است که صدای زنگ کاروان (جرس) از راه میرسد. این بیت به ناشناختگی حقیقت معشوق و تنها نشانههای آن اشاره دارد.
معنی بیت های پایانی
۶. جرعهای ده که به میخانه ی ارباب کرم / هر حریفی ز پی ملتمسی میآید:
شرابی بنوشان که در میخانهی بخشندگان، هر میهمانی برای التماس و درخواستی میآید. حافظ در اینجا به فرهنگ بخشش و مهماننوازی اهل معرفت اشاره میکند.
۷. دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است / گو بران خوش که هنوزش نفسی میآید:
اگر دوستی از احوال دلاندوهم میپرسد، بگو خوش باش که هنوز جان دارد و نفسی باقی است. این بیت امیدواری در دل تاریکیهای غم را نشان میدهد.
۸. خبر بلبل این باغ بپرسید که من / نالهای میشنوم کز قفسی میآید:
از حال بلبل این باغ بپرسید، چرا که من نالهای میشنوم که از قفسی برمیخیزد. حافظ با این تصویر زیبا، اسارت عاشق در قفس هجران را به تصویر میکشد.
۹. یار دارد سر صید دل حافظ یاران / شاهبازی به شکار مگسی میآید:
معشوق در پی شکار دل حافظ است، اما ای یاران، آیا شاهبازی (باز شکاری) برای شکار مگسی میآید؟ این بیت با طنز ظریفی به کوچکی مقام عاشق در برابر معشوق اشاره میکند.
تفسیر شعر
غزلیات مشکوک حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.



