چه لطف بود که ناگاه رشحه ی قلمت-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

چه لطف بود که ناگاه رشحه ی قلمت-همراه با معنی و تفسیر

چه لطف بود که ناگاه رشحه ی قلمت


حافظ-غزل شماره 93

 

چه لطف بود که ناگاه رشحه ی قلمت

حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت

به نوک خامه رقم کرده‌ای سلام مرا

که کارخانه ی دوران مباد بی رقمت

نگویم از من بیدل به سهو کردی یاد

که در حساب خرد نیست سهو بر قلمت

مرا ذلیل مگردان به شکر این نعمت

که داشت دولت سرمد عزیز و محترمت

بیا که با سر زلفت قرار خواهم کرد

که گر سرم برود برندارم از قدمت

ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی

که لاله بردمد از خاک کشتگان غمت

روان تشنه ی ما را به جرعه‌ای دریاب

چو می‌دهند زلال خضر ز جام جمت

همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد

که جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت

 


معنی بیت های نخستین

1. چه لطف بود که ناگاه رشحه ی قلمت / حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت:
چه زیبا و لطیف بود که ناگهان قلم تو جاری شد و حق خدمت ما را با بزرگواریت به یاد آوردی. این لطف بی‌منّت تو، نشان از کرامت و بزرگواری تو دارد که حتی در کوچک‌ترین توجهات نیز مروت و محبت را فراموش نمی‌کنی.

2. به نوک خامه رقم کرده‌ای سلام مرا / که کارخانه ی دوران مباد بی رقمت:
با نوک قلمت سلام مرا به زیبایی نوشتی، تا یادآور شوی که جهان بدون نام و یاد تو ناقص است. گویی گردش روزگار بدون ذکر تو بی‌معناست و تو چرخ عالم را به حرکت درمی‌آوری.

3. نگویم از من بیدل به سهو کردی یاد / که در حساب خرد نیست سهو بر قلمت:
نمی‌گویم که تو از من بی‌خبر به اشتباه یاد کردی، زیرا قلم تو هرگز خطا نمی‌کند و از هر سهو و نسیانی مبراست. ذکر تو چنان دقیق و حساب‌شده است که گویی با خرد بی‌نهایت رقم می‌خورد.

4. مرا ذلیل مگردان به شکر این نعمت / که داشت دولت سرمد عزیز و محترمت:
مرا با ناسپاسی خوار مکن، چرا که این نعمتِ داشتن تو را باید همیشه سپاس گفتم. وجود تو گوهری است جاودانه که عزت و احترامش را باید پاس داشت.

معنی بیت های پایانی

5. بیا که با سر زلفت قرار خواهم کرد / که گر سرم برود برندارم از قدمت:
بیا تا با سر زلف پرپیچ و تابت پیمان ببندم که حتی اگر جانم را بگیرند، از قدمت جدا نخواهم شد. عشق به تو آنقدر قوی است که مرگ هم نمی‌تواند آن را از بین ببرد.

6. ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی / که لاله بردمد از خاک کشتگان غمت:
شاید روزی دل تو از حال ما آگاه شود، زمانی که لاله‌ها از خاک کشته‌شدگان غمت سر برآورند. رنج عشق تو چنان عمیق است که حتی طبیعت نیز آن را فریاد می‌زند.

7. روان تشنه ی ما را به جرعه‌ای دریاب / چو می‌دهند زلال خضر ز جام جمت:
ای کاش تو هم روان تشنه‌ی ما را با جرعه‌ای آب زلال سیراب کنی، همان‌گونه که آب حیات از جام جهان‌بین تو جاری است. یک لحظه لطف تو می‌تواند جان‌های خشکیده را زنده کند.

8. همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد / که جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت:
ای نسیم حیات‌بخش، همیشه زمان تو فرخنده باد، چرا که جانِ مرده‌ی حافظِ دل‌شکسته با دمِ جانفزای تو دوباره زنده شد. تو همانند عیسی‌(ع) روح‌بخش هستی و وجودت مایه‌ی حیات است.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤