میر من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت

حافظ-غزل شماره 92
میر من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت
خوش خرامان شو که پیش قدّ رعنا میرمت
گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست
خوش تقاضا میکنی پیش تقاضا میرمت
عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست
گو که بخرامد که پیش سرو بالا میرمت
آنکه عمری شد که تا بیمارم از سودای او
گو نگاهی کن که پیش چشم شهلا میرمت
گفتهای لعل لبم هم درد بخشد هم دوا
گاه پیش درد و گه پیش مداوا میرمت
خوش خرامان میروی چشم بد از روی تو دور
دارم اندر سر خیال آنکه در پا میرمت
گر چه جای حافظ اندر خلوت وصل تو نیست
ای همه جای تو خوش پیش همه جا میرمت
معنی بیت های نخستین
1. میر من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت / خوش خرامان شو که پیش قدّ رعنا میرمت:
ای نور چشمانم، تو با خوشحالی میروی در حالی که من از سر تا پا در فراق تو میسوزم. با ناز و ابهت گام بردار، چرا که من در برابر قامت بلند و زیبای تو جان میبازم. عشق به تو چنان مرا گرفتار کرده که هر ذرهی وجودم فدای توست.
2. گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست / خوش تقاضا میکنی پیش تقاضا میرمت:
تو گفته بودی: “کی میمیری؟” پس این شتاب برای چیست؟ در حالی که تو با ناز میپرسی، من حتی پیش از شنیدن درخواستت، جان میسپارم. گویی مرگ در راه تو برایم شیرینتر از زندگی بدون توست.
3. عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست / گو که بخرامد که پیش سرو بالا میرمت:
من عاشقی مست و تنها هستم، ای بت ساقیمنش، کجایی؟ بگو تا بیایی و با خرامیدن خود، مرا در پای آن سرو بلندقامت (وجودت) به کام مرگ بسپاری. حتی مردن در راه تو برایم افتخار است.
4. آنکه عمری شد که تا بیمارم از سودای او / گو نگاهی کن که پیش چشم شهلا میرمت:
سالهاست که از عشق او بیمارم. بگو تا نگاهی به من کند، چرا که من در برابر چشمان نرگسوارش جان میدهم. یک نگاه از او برایم کافی است تا با خاطری آسوده بمیرم.
معنی بیت های پایانی
5. گفتهای لعل لبم هم درد بخشد هم دوا / گاه پیش درد و گه پیش مداوا میرمت:
تو گفتهای که لعل لب تو هم درد میدهد و هم درمان. من گاهی در برابر درد فراقت میمیرم و گاهی در جستجوی درمانِ وصالت. این دوگانگی عشق توست که مرا در کشاکش مرگ و زندگی قرار داده است.
6. خوش خرامان میروی چشم بد از روی تو دور / دارم اندر سر خیال آنکه در پا میرمت:
تو با شکوه و زیبایی گام برمیداری و هر چشم بدی از تو دور باد. اما من در خیال این هستم که در پای تو جان بدهم. حتی فکر مردن در راه تو برایم آرزویی شیرین است.
7. گر چه جای حافظ اندر خلوت وصل تو نیست / ای همه جای تو خوش پیش همه جا میرمت:
اگرچه حافظ را در خلوت وصال تو جایی نیست، اما ای کسی که وجودت همهجا زیباست، من در هر کجایی که باشی، فدای تو خواهم بود. عشق به تو مرا به جایی رسانده که حتی محرومیت از وصال نیز نمیتواند از اشتیاقم بکاهد.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



