تو را که هر چه مراد است در جهان داری-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

تو را که هر چه مراد است در جهان داری-همراه با معنی و تفسیر

تو را که هر چه مراد است در جهان داری


حافظ-غزل شماره 445

 

تو را که هر چه مراد است در جهان داری

چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری

بخواه جان و دل از بنده و روان بستان

که حکم بر سر آزادگان روان داری

میان نداری و دارم عجب که هر ساعت

میان مجمع خوبان کنی میان داری

بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک

سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری

بنوش می که سبک روحی و لطیف مدام

علی الخصوص در آن دم که سر گران داری

مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما

مکن هر آنچه توانی که جای آن داری

به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست

به قصد جان من خسته در کمان داری

بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود

که سهل باشد اگر یار مهربان داری

به وصل دوست گرت دست می‌دهد یکدم

برو که هر چه مراد است در جهان داری

چو گل به دامن از این باغ می‌بری حافظ

چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری


 معنی و تفسیر بیت های نخستین :

1.تو را که هر چه مراد است در جهان داری / چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری:
در این بیت، حافظ به مخاطب خود می‌گوید که تو هر چه بخواهی در جهان داری، پس چرا از حال ضعیفان و ناتوانان غمگین هستی؟

2.بخواه جان و دل از بنده و روان بستان / که حکم بر سر آزادگان روان داری:
حافظ در این بیت به مخاطب خود می‌گوید که جان و دل از بنده (عاشق) بخواه و آن را بستان، چرا که تو حکم بر سر آزادگان داری.

3.میان نداری و دارم عجب که هر ساعت / میان مجمع خوبان کنی میان داری:
در این بیت، حافظ به مخاطب خود می‌گوید که تو میان (مرکز توجه) نداری، اما عجیب است که هر ساعت در میان مجمع خوبان (زیبایان) میان داری.

4.بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک / سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری:
حافظ در این بیت به زیبایی صورت مخاطب اشاره می‌کند و می‌گوید که سفیدی صورت تو هیچ نقشی درخور ندارد، چرا که خط مشکین (موی سیاه) بر روی ارغوان (گونه‌ی سرخ) داری.

5.بنوش می که سبک روحی و لطیف مدام / علی الخصوص در آن دم که سر گران داری:
در این بیت، حافظ به مخاطب خود می‌گوید که شراب بنوش تا روح تو سبک و لطیف شود، به ویژه در زمانی که سرت سنگین است.


معنی و تفسیر بیت های پایانی :

6.مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما / مکن هر آنچه توانی که جای آن داری:
حافظ در این بیت به مخاطب خود می‌گوید که بیش از این عتاب و جور بر دل ما نکن و هر چه می‌توانی انجام بده، چرا که جای آن را داری.

7.به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست / به قصد جان من خسته در کمان داری:
در این بیت، حافظ به مخاطب خود می‌گوید که اگر صد هزار تیر جفا در اختیار توست، آنها را به قصد جان من خسته در کمان داری.

8.بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود / که سهل باشد اگر یار مهربان داری:
حافظ در این بیت به مخاطب خود می‌گوید که جفای رقیبان و جور حسودان را تحمل کن، چرا که اگر یار مهربان داری، این کار سهل است.

9.به وصل دوست گرت دست می‌دهد یکدم / برو که هر چه مراد است در جهان داری:
در این بیت، حافظ به مخاطب خود می‌گوید که اگر به وصل دوست (رسیدن به معشوق) دست می‌یابی، برو، چرا که هر چه بخواهی در جهان داری.

10.چو گل به دامن از این باغ می‌بری حافظ / چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری:
حافظ در این بیت به خودش خطاب می‌کند و می‌گوید که مانند گل از این باغ (دنیا) می‌روی، پس چرا از ناله و فریاد باغبان (دنیا) غمگین هستی؟


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤