به جان او که گرم دسترس به جان بودی-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

به جان او که گرم دسترس به جان بودی-همراه با معنی و تفسیر

به جان او که گرم دسترس به جان بودی


حافظ-غزل شماره 442

 

به جان او که گرم دسترس به جان بودی

کمینه پیشکش بندگانش آن بودی

بگفتمی که بها چیست خاک پایش را

اگر حیات گرانمایه جاودان بودی

به بندگی قدش سرو معترف گشتی

گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی

به خواب نیز نمی‌بینمش چه جای وصال

چو این نبود و ندیدیم باری آن بودی

اگر دلم نشدی پایبند طره ی او

کی اش قرار در این تیره خاکدان بودی

به رخ چو مهر فلک بی‌نظیر آفاقست

به دل دریغ که یک ذره مهربان بودی

درآمدی ز درم کاشکی چو لمعه ی نور

که بر دو دیده ی ما حکم او روان بودی

ز پرده ناله ی حافظ برون کی افتادی

اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودی


 معنی و تفسیر بیت های نخستین:

1.به جان او که گرم دسترس به جان بودی / کمینه پیشکش بندگانش آن بودی:
در این بیت، حافظ به معشوقی اشاره می‌کند که اگر دسترسی به جان او داشت، کمترین پیشکش بندگانش (عاشقان) آن بود.

2.بگفتمی که بها چیست خاک پایش را / اگر حیات گرانمایه جاودان بودی:
حافظ در این بیت می‌گوید که اگر حیات گرانمایه (زندگی ارزشمند) جاودان بود، می‌پرسید که بها (ارزش) خاک پای معشوق چیست.

3.به بندگی قدش سرو معترف گشتی / گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی:
در این بیت، حافظ به قد معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر سوسن (گل سوسن) ده زبان داشت، به بندگی قد معشوق اعتراف می‌کرد.

4.به خواب نیز نمی‌بینمش چه جای وصال / چو این نبود و ندیدیم باری آن بودی:
حافظ در این بیت می‌گوید که حتی در خواب نیز معشوق را نمی‌بیند، پس جای وصال (رسیدن به معشوق) کجاست؟ چرا که این اتفاق نیفتاد و ما آن را ندیدیم.


 معنی و تفسیر بیت های پایانی:

5.اگر دلم نشدی پایبند طره ی او / کی اش قرار در این تیره خاکدان بودی:
در این بیت، حافظ می‌گوید که اگر دل او پایبند طره (موی) معشوق نمی‌شد، معشوق چگونه در این تیره خاکدان (دنیا) قرار می‌گرفت؟

6.به رخ چو مهر فلک بی‌نظیر آفاقست / به دل دریغ که یک ذره مهربان بودی:
حافظ در این بیت به چهره‌ی معشوق اشاره می‌کند که مانند خورشید بی‌نظیر است، اما دریغ که در دل یک ذره مهربان نبود.

7.درآمدی ز درم کاشکی چو لمعه ی نور / که بر دو دیده ی ما حکم او روان بودی:
در این بیت، حافظ آرزو می‌کند که معشوق مانند لمعه‌ی نور (نور درخشان) از در خانه‌ی او وارد شود، چرا که حکم او بر دو چشم ما روان بود.

8.ز پرده ناله ی حافظ برون کی افتادی / اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودی:
حافظ در این بیت می‌گوید که ناله‌ی او از پرده (پنهان) بیرون نمی‌افتاد، اگر همدم مرغان صبح‌خوان (بلبل) نبود.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤