عمری ست تا به راه غمت رو نهادهایم

حافظ-غزل شماره 365
عمری ست تا به راه غمت رو نهادهایم
روی و ریای خلق به یک سو نهادهایم
طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم
در راه جام و ساقی مه رو نهادهایم
هم جان بدان دو نرگس جادو سپردهایم
هم دل بدان دو سنبل هندو نهادهایم
عمری گذشت تا به امید اشارتی
چشمی بدان دو گوشه ی ابرو نهادهایم
ما ملک عافیت نه به لشکر گرفتهایم
ما تخت سلطنت نه به بازو نهادهایم
تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز
بنیاد بر کرشمه ی جادو نهادهایم
بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال
همچون بنفشه بر سر زانو نهادهایم
در گوشه ی امید چو نظّارگان ماه
چشم طلب بر آن خم ابرو نهادهایم
گفتی که حافظا دل سرگشتهات کجاست
در حلقههای آن خم گیسو نهادهایم
معنی و تفسیر بیت های نخستین :
1. عمری ست تا به راه غمت رو نهادهایم / روی و ریای خلق به یک سو نهادهایم:
حافظ در این بیت بیان میکند که عمری است که به راه غم تو (معشوق) رو کردهایم و روی و ریا (تظاهر و فریب) مردم را کنار گذاشتهایم. این بیت نشاندهندهی فداکاری و صداقت در راه عشق است.
2. طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم / در راه جام و ساقی مه رو نهادهایم:
در این بیت، حافظ بیان میکند که طاق و رواق مدرسه (محل تحصیل علم) و گفتوگوهای علمی را رها کردهایم و به جای آن، به راه جام (شراب عشق) و ساقی مهرو (معشوق زیبا) روی آوردهایم. این بیت نشاندهندهی ترک علم ظاهری و روی آوردن به عشق و معنویت است.
3. هم جان بدان دو نرگس جادو سپردهایم / هم دل بدان دو سنبل هندو نهادهایم:
حافظ در این بیت بیان میکند که هم جان خود را به آن دو چشم نرگسگونه (چشمان معشوق) سپردهایم و هم دل خود را به آن دو سنبل هندو (موهای معشوق) دادهایم. این بیت نشاندهندهی تسلیم کامل در برابر جذبهی معشوق است.
4. عمری گذشت تا به امید اشارتی / چشمی بدان دو گوشه ی ابرو نهادهایم:
در این بیت، حافظ بیان میکند که عمری گذشت و ما به امید اشارتی (نگاهی) از معشوق، چشمی به آن دو گوشهی ابرو (ابروهای معشوق) دوختهایم. این بیت نشاندهندهی انتظار و اشتیاق برای توجه معشوق است.
معنی و تفسیر بیت های پایانی :
5. ما ملک عافیت نه به لشکر گرفتهایم / ما تخت سلطنت نه به بازو نهادهایم:
حافظ در این بیت بیان میکند که ما ملک عافیت (آرامش و راحتی) را نه با لشکر و جنگ، و تخت سلطنت را نه با بازو (زور) گرفتهایم. این بیت نشاندهندهی این است که آرامش و قدرت واقعی از راه عشق و معنویت به دست میآید.
6. تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز / بنیاد بر کرشمه ی جادو نهادهایم:
در این بیت، حافظ بیان میکند که تا سحر چشم یار (چشمان معشوق) چه بازی کند، ما بنیاد خود را بر کرشمهی جادو (نگاه فریبندهی معشوق) نهادهایم. این بیت نشاندهندهی تأثیر عمیق نگاه معشوق بر عاشق است.
7. بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال / همچون بنفشه بر سر زانو نهادهایم:
حافظ در این بیت بیان میکند که بدون زلف سرکش معشوق، سر سودایی خود را از ملال (اندوه) همچون بنفشه بر سر زانو نهادهایم. این بیت نشاندهندهی اندوه و ناراحتی عاشق در فراق معشوق است.
8. در گوشه ی امید چو نظّارگان ماه / چشم طلب بر آن خم ابرو نهادهایم:
در این بیت، حافظ بیان میکند که در گوشهی امید، مانند نظارهگران ماه، چشم طلب خود را بر آن خم ابرو (ابروهای معشوق) نهادهایم. این بیت نشاندهندهی انتظار و امید برای دیدن معشوق است.
9. گفتی که حافظا دل سرگشتهات کجاست / در حلقههای آن خم گیسو نهادهایم:
حافظ در این بیت بیان میکند که تو (معشوق) گفتی: ای حافظ، دل سرگشتهات کجاست؟ و من پاسخ میدهم که آن را در حلقههای آن خم گیسو (موهای معشوق) نهادهایم. این بیت نشاندهندهی تسلیم کامل دل در برابر جذبهی معشوق است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



