گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

حافظ-غزل شماره 341
گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شیوه ی مستی و رندی نرود از پیشم
زهد رندان نوآموخته راهی به دهی ست
من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم
شاه شوریده سران خوان من بیسامان را
زآنکه در کم خردی از همه عالم بیشم
بر جبین نقش کن از خون دل من خالی
تا بدانند که قربان تو کافرکیشم
اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم
شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان
که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس
حافظِ رازِ خود و عارف وقت خویشم
معنی و تفسیر بیت های نخستین:
۱. گر من از سرزنش مدعیان اندیشم / شیوه ی مستی و رندی نرود از پیشم:
حافظ میگوید که اگر به سرزنش مدعیان (منتقدان) توجه کنم، شیوهی مستی و رندی (راستی و آزادگی) از من دور نخواهد شد. این بیت نشاندهندهی پایبندی حافظ به اصول رندی و بیاعتنایی به نظرات دیگران است.
۲. زهد رندان نوآموخته راهی به دهی ست / من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم:
حافظ به زهد رندان (زهد واقعی) اشاره میکند و میگوید که این زهد راهی به سوی حقیقت است، اما او که بدنام جهان است، به صلاح و تقوا نمیاندیشد. این بیت نشاندهندهی نگاه متفاوت حافظ به زهد و تقواست.
۳. شاه شوریده سران خوان من بیسامان را / زآنکه در کم خردی از همه عالم بیشم:
حافظ خود را شاه شوریدهسران (دیوانگان عشق) میداند و میگوید که در کمخردی (بیخردی عاشقانه) از همهی عالم بیشتر است. این بیت نشاندهندهی افتخار او به دیوانگی و شوریدگی عاشقانه است.
۴. بر جبین نقش کن از خون دل من خالی / تا بدانند که قربان تو کافرکیشم:
حافظ میخواهد بر پیشانیاش نقش خالی (نشان) از خون دلش زده شود تا همه بدانند که او قربان معشوق (یا خدا) است، حتی اگر کافرکیش (متهور و بیپروا) به نظر برسد. این بیت نشاندهندهی فداکاری و عشق بیقید و شرط اوست.
معنی و تفسیر بیت های پایانی:
۵. اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا / تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم:
حافظ از مخاطب میخواهد که اعتقادی (نشانهای از عشق) به او بدهد و برود، زیرا در این خرقه (ظاهر) نمیتوان فهمید که او چه نادرویش (عارف واقعی) است. این بیت نشاندهندهی تفاوت بین ظاهر و باطن است.
۶. شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان / که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم:
حافظ از باد میخواهد که شعر خونبارش (شعر پر از درد و عشق) را به معشوق برساند، زیرا او از مژگان سیاه معشوق بر رگ جانش زخم خورده است. این بیت نشاندهندهی عمق عشق و رنجهای اوست.
۷. من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس / حافظِ رازِ خود و عارف وقت خویشم:
حافظ در پایان میگوید که چه باده بنوشد و چه ننوشد، به دیگران مربوط نیست، زیرا او حافظ راز خود و عارف زمان خویش است. این بیت نشاندهندهی استقلال فکری و بیاعتنایی او به نظرات دیگران است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



