چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش

حافظ-غزل شماره 280
چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
که دل چه میکشد از روزگار هجرانش
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش
تو خفتهای و نشد عشق را کرانه پدید
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
بدین شکسته ی بیت الحزن که میآرد
نشان یوسف دل از چَه زنخدانش
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم
که سوخت حافظ بیدل ز مکر و دستانش
معنی و تفسیر بیت های نخستین
۱. چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش / به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش:
حافظ میگوید که وقتی باد صبا (باد ملایم) زلف خوشبوی معشوق را میشکند، هر کس که به این زلف شکسته میپیوندد، جان تازهای مییابد.
۲. کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم / که دل چه میکشد از روزگار هجرانش:
حافظ میپرسد که کجاست همنفسی تا بتواند به او شرح دهد که دلش از روزگار دوری معشوق چه میکشد.
۳. زمانه از ورق گل مثال روی تو بست / ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش:
حافظ میگوید که زمانه از برگ گل، مثال روی معشوق را ساخته است، اما از شرم معشوق، آن را در غنچه پنهان کرده است.
۴. تو خفتهای و نشد عشق را کرانه پدید / تبارک الله از این ره که نیست پایانش:
حافظ میگوید که معشوق در خواب است و عشق هنوز کرانهای ندارد. او از این راه بیپایان شگفتزده است.
معنی و تفسیر بیت های پایانی
۵. جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد / که جان زنده دلان سوخت در بیابانش:
حافظ میگوید که شاید جمال کعبه (زیبایی معشوق) عذرخواهی رهروان را بخواهد، چرا که جان عاشقان در بیابان عشق سوخته است.
۶. بدین شکسته ی بیت الحزن که میآرد / نشان یوسف دل از چَه زنخدانش:
حافظ میگوید که این شکستهی بیت الحزن (خانهی اندوه) نشاندهندهی یوسف دل (معشوق) از چاه زنخدان (نماد جذابیت) است.
۷. بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم / که سوخت حافظ بیدل ز مکر و دستانش:
حافظ میگوید که اگر سر زلف معشوق را بگیرد و به دست خواجه (شاید اشاره به شخصی قدرتمند) بسپارد، چرا که حافظ بیدل از مکر و دستان معشوق سوخته است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



