نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر-همراه با معنی و تفسیر

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر


حافظ-غزل شماره 256

 

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر

هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

ز وصل روی جوانان تمتّعی بردار

که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر

نعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جُوی

که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر

معاشری خوش و رودی بساز می‌خواهم

که درد خویش بگویم به ناله ی بم و زیر

بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنم

اگر موافق تدبیر من شود تقدیر

چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند

گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر

چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک

که نقش خال نگارم نمی‌رود ز ضمیر

بیار ساغر دُرّ خوشاب ای ساقی

حسود گو کرم آصفی ببین و بمیر

به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار

ولی کرشمه ی ساقی نمی‌کند تقصیر

می دوساله و محبوب چارده ساله

همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر

دل رمیده ی ما را که پیش می‌گیرد

خبر دهید به مجنون خسته از زنجیر

حدیث توبه در این بزمگه مگو حافظ

که ساقیان کمان ابرویت زنند به تیر


معنی بیت های نخستین

۱. نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر / هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر:
حافظ خطاب به مخاطب می‌گوید: نصیحتی به تو می‌کنم، بشنو و بهانه نگیر. او تأکید می‌کند که هر چه ناصح دلسوز (مشاور مهربان) به تو بگوید، بپذیر. این بیت نشان‌دهنده‌ی اهمیت گوش‌دادن به نصایح و راهنمایی‌های دلسوزانه است.

۲. ز وصل روی جوانان تمتّعی بردار / که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر:
حافظ می‌گوید: از وصال روی جوانان (معشوقان زیبا) لذت ببر، چرا که در کمینگاه عمر، مکر عالم پیر (دنیای پیر و فریبنده) وجود دارد. او تأکید می‌کند که باید از فرصت‌های زندگی لذت برد، زیرا عمر کوتاه است. این بیت نشان‌دهنده‌ی اهمیت لذت‌بردن از زندگی و دوری از فریب‌های دنیا است.

۳. نعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جُوی / که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر:
حافظ می‌گوید: نعمت‌های هر دو جهان (دنیا و آخرت) را در نزد عاشقان بجوی، چرا که این متاع (دنیا) کم‌ارزش است و آن عطا (آخرت) بسیار ارزشمند است. او تأکید می‌کند که عاشقان به نعمت‌های معنوی بیشتر اهمیت می‌دهند. این بیت نشان‌دهنده‌ی اهمیت نعمت‌های معنوی در نزد عاشقان است.

۴. معاشری خوش و رودی بساز می‌خواهم / که درد خویش بگویم به ناله ی بم و زیر:
حافظ می‌گوید: معاشری خوش و رودی (موسیقی) می‌خواهم تا درد خود را با ناله‌های بم و زیر (موسیقی) بیان کنم. او تأکید می‌کند که موسیقی می‌تواند دردهای درونی را تسکین دهد. این بیت نشان‌دهنده‌ی اهمیت موسیقی در بیان احساسات و تسکین دردهاست.

معنی بیت های میانی

۵. بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنم / اگر موافق تدبیر من شود تقدیر:
حافظ می‌گوید: قسم می‌خورم که شراب ننوشم و گناه نکنم، اگر تقدیر موافق تدبیر من باشد. او تأکید می‌کند که اگر شرایط مناسب باشد، از شراب و گناه دوری می‌کند. این بیت نشان‌دهنده‌ی تأثیر تقدیر بر تصمیم‌های انسان است.

۶. چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند / گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر:
حافظ می‌گوید: وقتی قسمت ازلی (تقدیر) بدون حضور ما تعیین شد، اگر کمی هم مطابق رضایت ما نیست، ایراد نگیر. او تأکید می‌کند که باید به تقدیر راضی بود و از آن شکایت نکرد. این بیت نشان‌دهنده‌ی تسلیم در برابر تقدیر است.

۷. چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک / که نقش خال نگارم نمی‌رود ز ضمیر:
حافظ خطاب به ساقی می‌گوید: مانند لاله در قدح من شراب و مشک بریز، چرا که نقش خال معشوق از ذهنم بیرون نمی‌رود. او تأکید می‌کند که زیبایی معشوق آن‌قدر قوی است که همیشه در ذهنش باقی می‌ماند. این بیت نشان‌دهنده‌ی تأثیر زیبایی معشوق بر حافظ است.

۸. بیار ساغر دُرّ خوشاب ای ساقی / حسود گو کرم آصفی ببین و بمیر:
حافظ خطاب به ساقی می‌گوید: ساغر شراب درخشان و خوش‌طعم بیاور. او به حسود می‌گوید: کرم آصفی (بخشش و بزرگواری) را ببین و بمیر. این بیت نشان‌دهنده‌ی بی‌اعتنایی حافظ به حسودان و اهمیت بخشش و بزرگواری است.

معنی بیت های پایانی

۹. به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار / ولی کرشمه ی ساقی نمی‌کند تقصیر:
حافظ می‌گوید: صد بار تصمیم گرفتم که قدح (جام شراب) را از دستم بگذارم و توبه کنم، اما کرشمه‌ی ساقی (معشوق) مرا مقصر نمی‌کند. او تأکید می‌کند که جذابیت معشوق مانع از توبه‌اش می‌شود. این بیت نشان‌دهنده‌ی قدرت جذابیت معشوق بر حافظ است.

۱۰. می دوساله و محبوب چارده ساله / همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر:
حافظ می‌گوید: شراب دوساله و معشوق چهارده‌ساله برای من کافی است. او تأکید می‌کند که همین دو چیز (شراب و معشوق) برایش کافی است، چه کوچک و چه بزرگ. این بیت نشان‌دهنده‌ی قناعت حافظ به داشته‌هایش است.

۱۱. دل رمیده ی ما را که پیش می‌گیرد / خبر دهید به مجنون خسته از زنجیر:
حافظ می‌گوید: به مجنون (عاشق دیوانه) که از زنجیر خسته شده است، خبر دهید که چه کسی دل رمیده‌ی ما را می‌گیرد. او تأکید می‌کند که عشق او آن‌قدر قوی است که حتی مجنون نیز از آن خبر ندارد. این بیت نشان‌دهنده‌ی قدرت عشق حافظ است.

۱۲. حدیث توبه در این بزمگه مگو حافظ / که ساقیان کمان ابرویت زنند به تیر:
حافظ می‌گوید: در این بزم (مجلس شراب) از توبه سخن مگو، چرا که ساقیان (معشوقان) کمان ابرویت را به تیر می‌زنند. او تأکید می‌کند که در مجلس شراب، سخن از توبه بی‌معناست. این بیت نشان‌دهنده‌ی بی‌اعتنایی حافظ به توبه در مجلس شراب است.


تفسیر شعر

حافظ در این شعر با لحنی نصیحت‌آمیز و عاشقانه، مخاطب را به پذیرش سخنان خیرخواهانه و دوری از بهانه‌جویی دعوت می‌کند. او توصیه می‌کند که از جوانی و فرصت‌های زندگی لذت ببرد، زیرا عمر کوتاه است و زمانه پر از مکر و فریب. حافظ عشق و لذت را برتر از نعمت‌های دنیوی می‌داند و از مخاطب می‌خواهد که با موسیقی و شراب، دردهایش را تسکین دهد. او به تقدیر و قسمت ازلی باور دارد و می‌گوید که اگر چیزی بر وفق مراد نبود، نباید ناراحت شد.

در پایان، حافظ با اشاره به عشق و مستی، از توبه و پشیمانی دوری می‌کند و می‌گوید که در این بزم، سخن از توبه بی‌معناست، زیرا زیبایی و جذبه‌های معشوق، هر عهد و پیمانی را می‌شکند.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤