دست از طلب ندارم تا کام من برآید-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

دست از طلب ندارم تا کام من برآید-همراه با معنی و تفسیر

دست از طلب ندارم تا کام من برآید


حافظ-غزل شماره 233

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید

گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان

هر جا که نام حافظ در انجمن برآید

 


معنی بیت های نخستین

۱. دست از طلب ندارم تا کام من برآید / یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید:
دست از تلاش برنمی‌دارم تا آرزویم برآورده شود؛ یا تنم به جانان (معشوق) برسد، یا جانم از تنم بیرون آید. این بیت به عشق و پایداری در راه رسیدن به معشوق اشاره دارد. حافظ می‌گوید تا رسیدن به معشوق یا مرگ، دست از تلاش برنمی‌دارد.

۲. بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر / کز آتش درونم دود از کفن برآید:
پس از مرگم، قبرم را بگشا و ببین که از آتش درونم دود از کفن بلند می‌شود. این بیت به عشق سوزان و درد درونی اشاره دارد. حافظ می‌گوید حتی پس از مرگ، عشقش همچنان شعله‌ور است.

۳. بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران / بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید:
رخ (چهره) خود را نشان بده تا مردم واله و حیران شوند، و لب‌هایت را بگشا تا فریاد از مرد و زن بلند شود. این بیت به زیبایی و تأثیر معشوق اشاره دارد. حافظ می‌گوید معشوق چنان زیباست که همه را به حیرت و فریاد وا می‌دارد.

معنی بیت های پایانی

۴. جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش / نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید:
جانم بر لب است و حسرت در دلم، که از لب‌هایش هیچ لذتی نبرده‌ام و جانم از بدنم بیرون می‌آید. این بیت به درد دوری و حسرت عشق اشاره دارد. حافظ می‌گوید از دوری معشوق، جانش در آستانه مرگ است.

۵. از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم / خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید:
از حسرت دهانش، جانم به تنگنا افتاده است؛ حال آنکه آرزوی نیازمندان چگونه از آن دهان برآید؟ این بیت به حسرت و ناامیدی اشاره دارد. حافظ می‌گوید حتی نیازمندان نیز از رسیدن به آرزوهایشان ناامیدند.

۶. گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان / هر جا که نام حافظ در انجمن برآید:
می‌گویند ذکر خیر او (معشوق) در میان عاشقان است، و هر جا که نام حافظ در جمعی برده شود، از او یاد می‌کنند. این بیت به محبوبیت معشوق و حافظ اشاره دارد. حافظ می‌گوید معشوقش در میان عاشقان مشهور است و نام او همیشه زنده است.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤