دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

حافظ-غزل شماره 187
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
ز بخت خفته ملولم بود که بیداری
به وقت فاتحه ی صبح یک دعا بکند
بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد
مگر دلالت این دولتش صبا بکند
معنی بیت های نخستین
۱. دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند:
ای دل، بسوز که سوز تو کارها را پیش میبرد و نیاز نیمهشبی صد بلا را دفع میکند. این بیت به قدرت سوزش درونی عاشق در حل مشکلات اشاره دارد.
۲. عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش / که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند:
عتاب معشوق پریچهره را عاشقانه تحمل کن، چرا که یک ناز او جبران صد جفا میکند. حافظ به ارزش نگاه معشوق اشاره میکند.
۳. ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند / هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند:
از زمین تا آسمان حجاب برمیدارند برای کسی که خدمت جام جهاننما کند. این بیت به ارزش شراب و میخانه در کشف حقایق اشاره دارد.
معنی بیت های پایانی
۴. طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند:
طبیب عشق با وجود مسیحا دم و مهربان بودن، وقتی دردی در تو نبیند، برای چه کسی درمان کند؟ شاعر به نیاز به درد واقعی برای درمان اشاره میکند.
۵. تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار / که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند:
کارت را با خدا واگذار کن و دل خوش دار، چرا که اگر خدا رحم نکند، مدعی (شیطان) چه میتواند بکند؟ این بیت به توکل به خدا اشاره دارد.
۶. ز بخت خفته ملولم بود که بیداری / به وقت فاتحه ی صبح یک دعا بکند:
از بخت خوابآلودهام ناراحتم، کاش بیدار شود و هنگام نماز صبح دعایی کند. حافظ به امید تغییر بخت اشاره میکند.
۷. بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد / مگر دلالت این دولتش صبا بکند:
حافظ سوخت اما بویی از زلف یار نبرد، مگر باد صبا این دولت را برایش هدیه کند. این بیت به آرزوی وصال معشوق اشاره دارد.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



