روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

حافظ-غزل شماره 166
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعّم که خزان میفرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه ی گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
صبح امید که بُد معتکف پرده ی غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل
همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز
قصه ی غصه که در دولت یار آخر شد
ساقیا لطف نمودی قدحت پُرمی باد
که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شکر کان محنت بیحدّ و شمار آخر شد
معنی بیت های نخستین
۱. روز هجران و شب فرقت یار آخر شد / زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد:
روزهای دوری و شبهای جدایی از یار به پایان رسید. با زدن این فال (تفأل به فال نیک) و گذشتن بخت، کار نیز به سرانجام رسید. حافظ با شکرانهای به پایان رسیدن دوران فراق اشاره میکند.
۲. آن همه ناز و تنعّم که خزان میفرمود / عاقبت در قدم باد بهار آخر شد:
همه آن ناز و نعمتی که پاییز (دوران فراق) به رخ میکشید، سرانجام با وزیدن باد بهاری به پایان رسید. این بیت نمادین، پیروزی نشاط بهار بر خزان سرد فراق را نشان میدهد.
۳. شکر ایزد که به اقبال کله گوشه ی گل / نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد:
سپاس خداوند را که به برکت شکوفهی گل، تکبر باد زمستانی و شکوه خارها به پایان رسید. حافظ با این تصویر، پایان دوران سختی و آغاز فصل زیباییها را توصیف میکند.
۴. صبح امید که بُد معتکف پرده ی غیب / گو برون آی که کار شب تار آخر شد:
ای صبح امید که در پس پردهی غیب به عبادت مشغول بودی، برخیز که کار شب تاریک به پایان رسیده است. شاعر با این استعاره، طلوع امید پس از شب یأس را به تصویر میکشد.
معنی بیت های پایانی
۵. آن پریشانی شبهای دراز و غم دل / همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد:
همه آن پریشانی شبهای دراز و اندوه دل، در سایهی گیسوی معشوق به پایان رسید. این بیت نشان میدهد چگونه دیدار یار میتواند همهی غمها را بزداید.
۶. باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز / قصه ی غصه که در دولت یار آخر شد:
باوری نمیکنم که از خیانت روزگار هنوز غصهای باقی مانده باشد، چرا که در دوران خوشی و دولت یار، همهی غصهها پایان یافته است. حافظ از تغییر احوال به نفع عاشق سخن میگوید.
۷. ساقیا لطف نمودی قدحت پُرمی باد / که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد:
ای ساقی، لطف کردی و جامت همیشه پر باد، چرا که به تدبیر تو، نگرانی خمار (سردرد پس از می) نیز به پایان رسید. این بیت قدردانی از ساقی را نشان میدهد که با میگساری، غمها را میزداید.
۸. در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را / شکر کان محنت بیحدّ و شمار آخر شد:
اگرچه کسی حافظ را به شمار نیاورد (ارزش ننهاد)، اما سپاس که آن رنج بیاندازه و بیشمار به پایان رسید. در این بیت پایانی، شاعر با وجود احساس بیتقدیری، شکرگزار پایان یافتن مصائب است.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



