
شعر نخست :
میخواهم تاریکی تو را در دستانم جمع کنم
دستان من جام، تاریکی تو آب
و بنوشم .
میخواهم لبهایت را لمس کنم
درست مثل پروانهای که اواخر نوامبر
به سمت پنجره اتاقخواب آمد
و بالهایش را به شیشه سرد آن کوباند و کوباند
درست مثل اسب
که سر بلندش را خم میکند تا آب و مینوشد
لحظهای درنگ میکند
سر بلند میکند و باز مینوشد
با آب همه چیز را به درون میکشد
همه چیز را .
” برگردان : آزاده کامیار “
شعر دوم :
آنچه ما را به هم پیوند میدهد نام های بسیار دارد :
نیروهای پر قدرت، نیروهای بیقدرت .
نگاه کن تا ببینی :
لایهای که بسته میشود بر یک فنجان نیمه خالی
میخهایی که به هر بند وارد شدهاند زنگار بستهاند
بندهایی که با سنگینی خود یکی شدهاند
و از اینروست که اشیا چنین محکم و استوار
در هر کجا که نشانده شدهاند نشانده میمانند
و جاذبه بنا به گفته دانشمندان، چندان جاذبهای ندارد.
و ببین تن چطور
باز از میان زخم،
چه پر شور و حرات،چه پر قدرت التیام مییابد
چرا که دیگر آن سطح ساده ناآزموده نیست
و این در میان اسبان نامی دارد
نامی دارد تنی که تاریکتر، سرافرازتر باز میگردد : تن سربلند
تنی که مینازد به زخمهایش
و به تن میکند آنها را
انگار مدالهای میدان نبرد باشند
نشانهای کوچک پیروزی سنجاق شده به سینه
و آنگاه که دو تن دل میدهند به یکدیگر
ببین چطور زخمی بین تنهاشان شکل میگیرد
پرقدرت، تاریک، سربلند :
ببین چطور رشتهای سیاه رنگ تار و پودشان را چنان یکی میکند
که دیگر نه جدا میشوند از هم، نه خم و نه کم .
” برگردان : آزاده کامیار “
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعرهای ترجمه شده به فارسی،سروده های برگردان به پارسی،جين هيرشفيلد،آمریکایی،کشورآمریکا،ایالات متحده.
Jane Hirshfield،poems،quotes









