قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار جین هیرشفیلد

اشعار جین هیرشفیلد

شعر نخست :

 

می‌خواهم تاریکی تو را در دستانم جمع کنم

دستان من جام، تاریکی تو آب

و بنوشم .

می‌خواهم لبهایت را لمس کنم

درست مثل پروانه‌ای که اواخر نوامبر

به سمت پنجره اتاق‌خواب آمد

و بالهایش را به شیشه سرد آن کوباند و کوباند

درست مثل اسب

که سر بلندش را خم می‌کند تا آب و می‌نوشد

لحظه‌ای درنگ می‌کند

سر بلند می‌کند و باز می‌نوشد

با آب همه چیز را به درون می‌کشد

همه چیز را .

 

” برگردان : آزاده کامیار “


شعر دوم :

 

آنچه ما را به هم پیوند می‌دهد نام های بسیار دارد :

نیروهای پر قدرت، نیروهای بی‌قدرت .

نگاه کن تا ببینی‌ :

لایه‌ای که بسته می‌شود بر یک فنجان نیمه خالی

میخ‌هایی که به هر بند وارد شده‌اند زنگار بسته‌‌اند

بندهایی که با سنگینی خود یکی شده‌اند

و از این‌روست که اشیا چنین محکم و استوار

در هر کجا که نشانده شده‌اند نشانده می‌مانند

و جاذبه بنا به گفته دانشمندان، چندان جاذبه‌ای ندارد‌.

و ببین تن چطور

باز از میان زخم،

چه پر شور و حرات،چه پر قدرت التیام می‌یابد

چرا که دیگر آن سطح ساده ناآزموده نیست

و این در میان اسبان نامی دارد

نامی دارد تنی که تاریکتر، سرافرازتر باز می‌گردد : تن سربلند

تنی که می‌نازد به زخمهایش

و به تن می‌کند آنها را

انگار مدالهای میدان نبرد باشند

نشانهای کوچک پیروزی سنجاق شده به سینه

و آنگاه که دو تن دل می‌دهند به یکدیگر

ببین چطور زخمی بین تن‌هاشان شکل می‌گیرد

پرقدرت، تاریک، سربلند :

ببین چطور رشته‌ای سیاه رنگ تار و پودشان را چنان یکی می‌کند

که دیگر نه جدا می‌شوند از هم، نه خم و نه کم .

 

” برگردان : آزاده کامیار “


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعرهای ترجمه شده به فارسی،سروده های برگردان به پارسی،جين هيرشفيلد،آمریکایی،کشورآمریکا،ایالات متحده.

Jane Hirshfield،poems،quotes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code