
اسم تو در خيابان ها
و چهار راهها
تمام چراغها را بي حيا مي کند .
اول قرمز ،
بعد سبز ،
بعد هي تند تند
چشمک مي زنند … .
*****
مادر جان !
صبح بیدارم نکن لطفا .
می خواهم کمی بیشتر با او باشم … .
*****
روسریت را سر کن .
می ترسم
پیچ وتاب موهایت
خدا را مست کند !
دنیا , همین یک خدا را بیشتر ندارد
روسریت را سر کن … .
*****
نگاهم نمی کنی .
و سنگ سکوتت
بغضم را می شکند!
ایینه شکست … .
*****
وقتی
سنگ دلت
بر صورتم
طرح چروک انداخت … .
*****
تنهایم
همچو تک برگ سبزی
مانده بر دست پاییز …
واژگان کلیدی: اشعار بهمن فاطمی،نمونه شعر بهمن فاطمی،یک شعر از بهمن فاطمی،شعری از بهمن فاطمی،شاعر بهمن فاطمی،شعرهای بهمن فاطمی،شعر نو بهمن فاطمی،شعر کوتاه بهمن فاطمی،هایکو بهمن فاطمی.









