اشعار نیاز شیرازی

اشعار نیاز شیرازی
شعر نخست:
رهزن من زلف یار،رهبر من بوی اوست
بتکده ام کوی دوست،قبله ی من روی اوست
زاهد و طوف حرم،برهمن و مومنات
سجده گاه عاشقان،طاق دو ابروی اوست
روضه ی دارالسلام گر نبود میکده
چشمه ی کوثر روان،بهر چه از جوی اوست؟
دام دل هوشمند،دانه ی خال وی است
گردن جان را کمند،سلسله ی موی اوست
یار ندارد نیاز،میل به خشم و به ناز
با تو اگر شد چنین،از تو نه ! از خوی اوست
شعر دوم:
ای ز شوقت در دل ما خارها
وی ز لطفت،خارها،گلزارها
گر امید وصل باشد عاقبت
سهل باشد در رهت دشوارها
بر سرم بگذر که دارم در نظر
غیر جان دادن به راهت کارها
در میان ما و شادی جهان
روزگار از غم کشد دیوارها
می کشد بهر تو ای گلرخ نیاز
از رقیبان این همه آزارها
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از دیوان اثری از آثار خطاط شاعر و طبیب اهل شیراز اهل شهر شیرازی.









