
شکل پرواز شد
آواز میان لب های تو
تا طول آشنایت معنا شود
قانون پریدن
از زبان تو شکل می گیرد
میان رفت و آمد هجای بلند بال .
*****
آبیِ ناگهان تکانم می دهد
دهان روز
هنوز بی طلوع تو بسته مانده است
از چه رو می ریزد در من
این آبیِ از پس ِابرها ؟
*****
به حس ریشه
و آشوب برگ ها سوگند
کمی پرنده وتصویر دست و اندکی پرواز
برای من کافی است .
*****
تمام مرا به گردن ماه بیاویز
تا تمام تو را
سقوط کنم
در سینه های باز
نزدیک تر به دور
وقتی نور از تن تو می گذرد.
واژگان کلیدی: اشعار منصور خورشیدی،نمونه شعر منصور خورشیدی،شاعر منصور خورشیدی،شعرهای منصور خورشیدی،شعری از منصور خورشیدی،یک شعر از منصور خورشیدی،شعر نو منصور خورشیدی،اشعار کوتاه منصور خورشیدی،شعر کوتاه منصور خورشیدی.









