قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / هایکو و شعر کوتاه / اشعار منصور خورشیدی

اشعار منصور خورشیدی

 

شکل پرواز شد

آواز میان لب های تو

تا طول آشنایت معنا شود

قانون پریدن

از زبان تو شکل می گیرد

میان رفت و آمد هجای بلند بال .

*****

آبیِ ناگهان تکانم می‌ دهد

دهان روز

هنوز بی طلوع تو بسته مانده‌ است

از چه رو می‌ ریزد در من

این آبیِ از پس ِابرها ؟

*****

به حس ریشه

و آشوب برگ ها سوگند

کمی پرنده وتصویر دست و اندکی پرواز

برای من کافی است .

*****

تمام مرا به گردن ماه بیاویز

تا تمام تو را

سقوط کنم

در سینه های باز

نزدیک تر به دور

وقتی نور از تن تو می گذرد.


واژگان کلیدی: اشعار منصور خورشیدی،نمونه شعر منصور خورشیدی،شاعر منصور خورشیدی،شعرهای منصور خورشیدی،شعری از منصور خورشیدی،یک شعر از منصور خورشیدی،شعر نو منصور خورشیدی،اشعار کوتاه منصور خورشیدی،شعر کوتاه منصور خورشیدی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code