قاصد، از ننگ زمن نامه به جایی نبرد - ادبستان شعر پارسی % %

قاصد، از ننگ زمن نامه به جایی نبرد

آذر بیگدلی – غزل شماره 58

قاصد، از ننگ زمن نامه به جایی نبرد

ور برد، نام چو من بی سر و پایی نبرد

حال آن بنده چه باشد، که چو آزاد شود

جز در خواجه ی خود، راه به جایی نبرد

غیر افتد به گمان، کز پی دلجویی اوست

چو به جورم کشد و نام خطایی نبرد

نام من برد، ندانم ز غضب یا کرم است؟

ز آنکه شاهی به عبث نام گدایی نبرد

میرود از همه کس قاصد و من میگویم

که پیامی ز منش غیر دعایی نبرد

نبرم از تو شکایت به کسی جز تو، که دوست

گله ی دوست به جز دوست به جایی نبرد

غیر آذر، که ز غم مرد و ازو شکوه نکرد

دگر آن به که کسی نام وفایی نبرد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤