بایگانی‌های هایکو و شعر کوتاه - صفحه 8 از 11 - ادبستان شعر پارسی

اشعار کوتاه کیوان مهرگان

  چقدر از من دور شده ای که سرما در پالتوی کهنه ام سنگینی می کند! ***** آمد رفت . من مانده ام و جاده ای که به دنبال او بی انتهاست… . ***** کدام ابر از سر تو گذشته که من مست بارانم؟ ***** ما هـــردو دزدیم. تو ،دل می دزدی، من،نگاه . ***** … ادامه

شعرهای کوتاه بهار منصوری

  این دیوارها که انگار برج زهر مار جز صدای چکش همسایه چیزی نمی گویند بیا و از روی چشم و هم چشمی میخی بکوب به سکوت سفید حنجره ام ***** تاریخ را بخوان ! کم نبودند ظالمان، یا راه را بسته اند یا آب را و تو سنگدل تر از همه چشمهایت را بر … ادامه

شعرهای کوتاه نسرین جافری

برای تو فصلی اورده ام از آیه های شفاف برای تو دستی اورده ام از تبر زین و عشق برای تو اسبی اورده ام با یالی از افق های ناشناخته ***** ما دو مطلق بودیم ، دو مذهب ، که در خم کتاب های مقدس گم شدیم با عطر گیج خاک های کهنه . ما … ادامه

شعرهای کوتاه یاور مهدی پور

  اندوه را چگونه قسمت کرده اند ؟ که در دل هر خانه ای قدری پیداست ! ***** گنجشک ها از من آشیانه می سازند کلاغ ها به من می خندند این روزها مترسکی شده ام که ترساندن نمی داند ***** عجیب است دریا همین که غرقش می شوی پس می زند تو را ***** … ادامه

اشعار سجاد گودرزی

  شعر نخست : انتظار اسفند پرتب و تاب بود بر کنده‌ی دود مامورهای شهرداری آب و جارو می‌کردند سر و ریشم را صفا می‌دادند من یک لنگ پا در چهارراه ولیعصر می‌ایستادم بهار مثل کریس انجل خرگوش‌های سبزش را از کلاهم بیرون می‌آورد و تو به بهانه‌ی سایه می‌خزیدی زیر پوست کلفتم . شعر دوم : … ادامه

اشعار کوتاه عباس حسین نژاد

  به هیچ پرنده ای آشنایی نده که درخت شدن مصیبتی نو می‌شود این زخم کهنه را … ***** حتی صدای همین کلاغ پاییزی دوست داشتن ات را در من تشدید می کند ***** به خودم حسودی می‌کنم گاه که هیچ کس قدر من تو را دوست ندارد! ***** بیا شرح ماجرا را برایت بگویم؛ … ادامه

شعرهای کوتاه پوریا گل محمدی

عشق با سه حرف ، تنها با سه حرف ساده تمام دنیا را گرفت ، اما ما با این همه حرف دل خودمان را هم به دست نیاوردیم . ***** می نویسم آسمان ستاره ندارد . می نویسم زمین دریا ندارد . می ترسم نامت را بنویسم ! ***** بی عصای موسی(ع) بی نفس عیسی(ع) … ادامه

شعرهای کوتاه محرم نجف پور

گنجشک کوچک نوک می زند به دانه هایی که هیچ کس بر زمین نریخته است. ***** روی کره ی زمین هزاران گونه گل هست هنوز کسی نامشان را نمی داند … . ***** تصمیم خود را گرفته ام با یک گیاه هم بستر می شوم فرقی نمی کند، علفی هرز یا گلی نایاب … . … ادامه

اشعار کوتاه نیما هوشمند

  چشمانم را به ابرها قرض می دهم کافیست عکست را نشانم دهند خشکسالی چند سال اخیر را جبران خواهم کرد ***** این روزها آنقدر تنهایم که آغوشم تار عنکبوت بسته هر روز چشمانم را واکس می زنم شاید برق نگاهم کسی را بگیرد ***** باطری ساعتم را بر می دارم بگذار فکر کنم از … ادامه

اشعار کوتاه روزبه سوهانی

  وقتی می روی چند دقیقه در کوچه می ایستم هر چه از عطرت بیرون در مانده است را نفس می کشم و به خانه بر می گردانم ***** بارها به دنیا آمده ام تا دست کم یکی از من مرگ را در آغوشت تجربه کرده باشد ***** از همخوابگی شهر و کفش هایت کوچه … ادامه

چند پریسکه از رضا محبی راد

  می دانم نمی آیی پنجره ها بی پرده با من حرف می زنند . ***** در  جمله سازی لبهایت از ماضی بعید بیزارم دلم یک حال ساده می خواهد . ***** ترک کردنت اجبار است درست مثل روستایی که افتاده است پشت سد . ***** خمپاره ای  … وقتی که می آیی دست و پایم … ادامه

شعرهای کوتاه محمود معتقدی

  خیابان‌های سرد زمستانی و سقوط دست‌های پشیمانی‌ات آرزوهای بزرگی در تو خاموش می‌شود!!! ***** تمام پنجره های خاموش اینک به دروازه های سنگ می رسند مسافری که از سمت صنوبرها می گذرد اما همیشه دلتنگ توست تو چقدر می توانی با حس درختانی سبز به تمام کودکی هایت  سفر کنی ؟ ***** به سعی تو فکر می‌کند فرقی نمی‌کند … ادامه