آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

نبودی...

1 ارسال‌
1 کاربران
1 Reactions
91 نمایش‌
ارسال‌: 1
Customer
شروع کننده موضوع
(@n-hashemi)
هنرمند جدید
عضو شده: 2 سال قبل

نبودی گریه کردم حرف‌های ناتمامم را
و حافظ تلخ‌تر می‌کرد با هر فال کامم را

برای شعر خواندن وقت داری یا همان هم نه؟
به شعر این کفتر نامه‌رسان دادم پیامم را

تو عادت داده بودی با سلام‌ات چشم بگشایم

نبینم باز بی پاسخ رها کردی سلامم را

دل مغرور من با بی‌محلی خو نمی‌گیرد
شبی این آه‌ها می‌گیرد از تو انتقامم را

سرم را گرم کردم با کتاب و فیلم‌ها، دل گفت
مگر من بچه‌ام؟ قدری نگه دار احترامم را

گشودم سفره دل را بفرمایید تا گرم است
به صرف لقمه‌های بغض چیدم میز شامم را

سراغت را دلم پیوسته می‌گیرد، تو می‌آیی
ولی افسرده یا سرزنده، می‌خواهی کدامم را؟

نجمه سادات هاشمی


ارسال یک پاسخ

نام نویسنده

ایمیل نویسنده

عنوان *

پیش‌نمایش 0 رونوشت ذخیره شد