آگاهسازیها
پاککردن همه
[حل شده] بی خبر
خانه شعر
1
ارسال
1
کاربران
0
Reactions
31
نمایش
آبان 20, 1403 8:48 ق.ظ
(@mamarezapoori)
هنرمند یک ستاره
عضو شده: 2 سال قبل
بی خبر بودیم و پرسان آمدی
فارغ از بند جهان جان آمدی
دیده را لبریز اشک بی زبان
بر سرم پیوسته خندان آمدی
ما جوانی را به یک دل باختیم
پنجه در خون می کشی بر اشک مردان آمدی
خلوت شب گر گزینم چون ننالم
شرحه شرحه روزگارم را به دندان آمدی
بی خبر آیی مگر گم گشته ای
خوش به کنج کلبه ی احزان مستان آمدی
برچسبهای موضوع
ارسال یک پاسخ
پرش به انجمن:
موضوعات مرتبط
-
13
2 سال قبل
-
فرزند زمان
2 سال قبل
-
اعجاز
2 سال قبل
-
یکی را میشناسم
2 سال قبل
اطلاعات انجمن
- 4 تالارهای گفتمان
- 177 موضوعات
- 214 ارسال
- 1 آنلاین
- 1,271 اعضا
جدیدترین عضو ما: شهریار فرهادی
آیکونهای تالارگفتمان:
تالارگفتمان حاوی هیچ ارسال خوانده نشدهای نیست
تالار حاوی ارسالهای خوانده نشده
آیکن های موضوع:
پاسخ داده نشده
پاسخ داده شده
فعال
داغ
مهم
تایید نشده
حل شده
خصوصی
بسته شده