مسافر من
آهای مسافر من
برایم کمی خیال بیاور
من اینجا نشسته ام
روبه روی این جهان کهن
و تمام سکوتهای تورا نقاشی کرده ام
اما
سایه ای از تودر من راه می رود
و کسی چه میداند
این پرنده دردش چیست
و کسی چه میداند
من خویشاوند توام
به توگفته بودم
دریا رانباید به خانه آورد
به تو گفته بودم
روشنایی راه با توست
گوشه دنجی از دنیارا برایم کنار بگذار
همیشه راهی هست که بازگردی
پشت اینهمه خیال
پشت اینهمه سکوت
حالمان خوب است
واز هزارویک شب گذشته ایم
توشکل دیگری از زندگی شده ایی
و من تورا زندگی میکنم
من طالع توشده ام
ماندن
اما
دل شیر می خواهد
یادت باید باشد
چقدر بی فاصله حرف زده ایم
بی فاصله راه رفته ایم
کارمن اما صبوری است
حرفی اگر مانده توادامه بده
باید این مانیفیست را تمام کرد
تمام دنیا به تونمی ارزد
لطفا بیایید
این کلمات پرپر شده را جمع کنید
حالمان از همیشه بهتر است
🌺سپاس از شاعر گرامی
ارسال یک پاسخ
- 4 تالارهای گفتمان
- 177 موضوعات
- 214 ارسال
- 0 آنلاین
- 1,271 اعضا