آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

شعوردیدن

7 ارسال‌
4 کاربران
1 Reactions
78 نمایش‌
ارسال‌: 5
Customer
شروع کننده موضوع
(@masihbahmani14gmail-com)
هنرمند یک ستاره
عضو شده: 2 سال قبل

شعور دیدن

۱۴۰۳/۴/۱۵  شماره ثبت ۶۶۰۵۶۰ 
آنچنان نور ،نشان دادی مرا
که بیکباره، مرا شور گرفت
شور با نور ،در آمیخته شد
ناگه، شعور دیدنت زاییده شد
با شعور و شور ،تورا دیدن خوش است
چون دوا و مرهمی، بر ناخوش است
پس من آن ناخوش ،تو آن خوش مرهمی
روح را پاکیزه گردان ،چو نفس در بدنی
ما درون قفس نفس ، در بند شدیم
با پلشتی و شناعت ،همه زنجیر شدیم
همه گشتیم اسیر ،اندر قفس نادانی
رفته رفته همه از نور محروم شدیم
تو بدیدی مارا ،همه بی چشم به دنبال عصا
نور تو شاه کلید،همه گشتیم رها...
.(معصومه داداش بهمنی)

6 پاسخ
ارسال‌: 4
مدیر سایت
(@aminpirani)
مدیرکل
عضو شده: 8 سال قبل

🌺


پاسخ
2 پاسخ
(@masihbahmani14gmail-com)
عضو شده: 2 سال قبل

هنرمند یک ستاره
ارسال‌: 5
(@masihbahmani14gmail-com)
عضو شده: 2 سال قبل

هنرمند یک ستاره
ارسال‌: 5
ارسال‌: 2
 jiji
Customer
(@gigi)
هنرمند جدید
عضو شده: 8 سال قبل

شعر خوبی بود


پاسخ
1 پاسخ
(@masihbahmani14gmail-com)
عضو شده: 2 سال قبل

هنرمند یک ستاره
ارسال‌: 5

@gigi سپاس فراوان


پاسخ
ارسال‌: 0
(@زانیار)
عضو شده: 1 ثانیه قبل

بسیار عالی و زیبا


پاسخ

ارسال یک پاسخ

نام نویسنده

ایمیل نویسنده

عنوان *

پیش‌نمایش 0 رونوشت ذخیره شد