آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

فراغ یار

1 ارسال‌
1 کاربران
0 Reactions
37 نمایش‌
ارسال‌: 1
 sami
Customer
شروع کننده موضوع
(@sami)
هنرمند جدید
عضو شده: 3 ماه قبل

در فراغ روی تو، این دلم آواره شد

در دلت جایی ندارم، قلب من بی خانه شد

غافل زدیدارت شدم، ای داد

من روز و شب چون خزان خشکیده شد

گفتمش با من بمان من با توام تا پای جان

آن فرشته عاقبت خندید و رفت، بیگانه شد

خاطرات خوب و زیبا، از تو من دارم فراوان

چه سود، پلکی زدم آن خنده ها افسانه شد

پای رفتن من ندارم، درد افتادن چه باک

غم آمد و دل را ربود، دل تا ابد غمخانه شد

حال دیدن من ندارم، حس دیدن را چه سود

شب رسید و قلب من با راز تو،گنجینه شد

مهر تو در سینه دارم، تا ابد مانا بماند نازنین

کعبه عشق ودلم با نبودت ناگهان بتخانه شد

روح و جانم از تنم پرواز کرد سوی خدا

عشق من تا ابد در خاطرت جاودانه شد


ارسال یک پاسخ

نام نویسنده

ایمیل نویسنده

عنوان *

پیش‌نمایش 0 رونوشت ذخیره شد