اجتماعی
﷽
━━━━💠🌸💠━━━━
《گنجشکهای فریبخورده》
لبهای خشکیدهی زمین
ترک برداشته اند
و باران،
برای ابلاغِ زندگی
به دانههای پلاسیده
دیر کرده است…
و ابرهای تیرهی نابارور
گنجشکهای فریبخورده را
به تکاپو میاندازند…
دیگر کسی
برای آمدنِ بهار
به پنجره نگاه نمی کند—
کسی
دلواپسِ رویشِ گلها نیست—
کسی
به طراوتِ دوبارهی طبیعت
فکر نمیکند…
چقدر ساده
خیال میکردی،
دخترِ کشاورزِ همسایه
برای خشکسالیهای گذشته
لباسِ تیره پوشیده است…
چقدر ساده
مهربانیِ
لمس هر دستی را
باور میکردی…
کاش میشد
برای تپشهای انفجاری
درنگ کرد
و به چهرههای فرا رو
انگشت کشید...
چهرههایی که
جذابیتشان را
از رنگها و قلمها
وام گرفتهاند…
کاش میدانستی
لوبیایِ سحرآمیز را
خیلی از بچهها،
با همهی سادگیشان
باور نکردهاند…
دیگر هیمنهی عشق،
در جادوی بصری
و اعتیادِ لحظهایِ پیامرسانها
فروپاشیده است.
و رابطه ها
پیش از شکل گرفتن
در الگوریتم ها
منجمد میشوند
دیگر اثری
از معشوقههایِ اورجینال
و آفتابندیدهیِ شرقی
دیده نمیشود…
و چه قدیسههایی
که تا سپیدهی صبح،
برای همه آنلاین میمانند...
زمان گذشت
و مجالِ بازآفرینیِ داستانهای
عاشقانه را نمیدهد...
زمان گذشت
و کوچهباغها؛
کوچههاییست
با دیوارهای سیمانی
که تمامِ درختها و گلهایش،
مثلِ معشوقههای امروزی
نقاشی شدهاند…
زمان گذشت
و من
در هیاهوی فضای مجازی،
مثلِ همهی آدمهای زمانهام
با غزل های حافظ
ارتباط نمیگیرم…
و میدانم؛
کسی
شکوفهها را
از ورای پنجرهها
نخواهد دید…
━━━━💠🌸💠━━━━
کاوه غضنفری امرائی
ارسال یک پاسخ
- 4 تالارهای گفتمان
- 177 موضوعات
- 214 ارسال
- 0 آنلاین
- 1,271 اعضا