آگاهسازیها
پاککردن همه
شعر حسرت
خانه شعر
1
ارسال
1
کاربران
0
Reactions
33
نمایش
شهریور 07, 1404 4:39 ق.ظ
(@afshin_no-sozhan)
هنرمند یک ستاره
عضو شده: 1 سال قبل
می خواستم دنیایی بسازم ،
زیباتر از هر آنچه که می بینم !
اما روزگار چنان چرخید که ،
نمی دانم اصلا چه می خواستم ،چه شد؟!
سرنوشت آن آرزوها ،
این شد که من ماندم و کوهی از حسرت!
عمر ما گاهی سر به سر باخت می شود !
واین بدترین نوع بودن است ،
که زنده ایم اما ، هستی ما تهی از زندگی است !!!
این موضوع در 1 سال قبل توسط افشین نوسخن اصلاح شد
ارسال یک پاسخ
اطلاعات انجمن
- 4 تالارهای گفتمان
- 177 موضوعات
- 214 ارسال
- 0 آنلاین
- 1,271 اعضا
جدیدترین عضو ما: شهریار فرهادی
آیکونهای تالارگفتمان:
تالارگفتمان حاوی هیچ ارسال خوانده نشدهای نیست
تالار حاوی ارسالهای خوانده نشده
آیکن های موضوع:
پاسخ داده نشده
پاسخ داده شده
فعال
داغ
مهم
تایید نشده
حل شده
خصوصی
بسته شده