آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

حباب

1 ارسال‌
1 کاربران
0 Reactions
44 نمایش‌
ارسال‌: 1
Customer
شروع کننده موضوع
(@mjokar41)
هنرمند جدید
عضو شده: 4 سال قبل

مسافرخانه ای متروکه ام در جـــاده ی چالوس

که کز کرده خیالم ، زل زده بر غصه ی فانوس

 

من از عهد عتیق انگار تنهایم در این عالــــم

منم اصحاب کهف آزرده ای از عهد دقیانوس

 

جوابم را نمیدانند شاید بــــــــوعلی سینا

و حتی نسخه های بیشمار طب جالینوس

 

ندارم حال خوش از دست عشق و بی وفایی ها

چگونه انتهــــای کار ما شد حسرت و افسوس

 

بجا مانده فقط از تو ، حباب خوش خیــــالی ها

و از من دردها ، قندیل اشک و اینهمه کابوس

 

دلم قرص است و می دانم که هرگز بر نمیگردی

مبادی ادب هرگز نمی گنجد در این قامــــــــوس

 

بگو که با چه ترفندی مرا دیوانـــــــــه تر کردی

چگونه در دلم جا کرده ای ، ای درد بی ناموس!!!

 

محمد جوکار – 1404.03.07


ارسال یک پاسخ

نام نویسنده

ایمیل نویسنده

عنوان *

پیش‌نمایش 0 رونوشت ذخیره شد