بتم چو طره به رخسار خود فشان می‌کرد - ادبستان شعر پارسی % %

بتم چو طره به رخسار خود فشان می‌کرد

وفایی مهابادی – غزل شماره 35

بتم چو طره به رخسار خود فشان می‌کرد

بنفشه بر ورق لاله سایبان می‌کرد

اگر به دیده ی من عکس عارضش می‌دید

به شاخ هر مژه صد بلبل آشیان می‌کرد

به غیر نقطه، شیرینی لبش نگذاشت

وگرنه خامه بسی وصف آن دهان می‌کرد

نوای ناله ی مرغی به گوشم آمد دوش

چو دیدم از سر زلف تو دل فغان می‌کرد

ز ابروی تو عجب مانم ای مسلمان‌کش

که ذوالفقار علی قتل کافران می‌کرد

“وفایی” از لب و زلف تو دوش تا به سحر

سخن ز آب بقا و عمر جاودان می‌کرد

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤