بگذران دانسته از ما، گر ادایی سرزده است - ادبستان شعر پارسی % %

بگذران دانسته از ما، گر ادایی سرزده است

وحشی بافقی- غزل شماره 55

بگذران دانسته از ما، گر ادایی سرزده است

بوده نادانسته گر از ما خطایی سرزده است

آخر ای صاحب متاعِ حسن این دشنام چیست

در سرِ دریوزه ، گر از ما دعایی سرزده است

الّه الّه محرم راز تو سازم حرف و صوت

این زبان و تیغ اگر حرفی ز جایی سرزده است

التفات ابرِ رحمت نیست ورنه بر درت

تخمِ مهری کشتم و  شاخِ وفایی سرزده است

ابر رحمت گر نبارد گو سمومش خود مسوز

بعد صد خون جگر کاین جا گیایی سرزده است

هست وحشی بلبلِ این باغ و مست از بوی گل

ازِ سر مستی ست ، گر از وی نوایی سرزده است

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤