ای که دل بردی ز دلدارِ من آزارش مکن - ادبستان شعر پارسی % %

ای که دل بردی ز دلدارِ من آزارش مکن

وحشی بافقی- غزل شماره 346   

ای که دل بردی ز دلدارِ من آزارش مکن

آنچه او در کارِ من کرده ست در کارش مکن

هندویِ چشم تو شد می‌بین خریدارانه‌اش

اعتمادی لیک بر تُرکانِ خونخوارش مکن

گر چه تو سلطانِ حسنی دارد او هم کشوری

شوکتِ حسنش مبر بی‌قدر و مقدارش مکن

انتقام از من کشد مپسند بر من این ‌ستم

رخصتِ نظّاره‌اش ده منع دیدارش مکن

جایِ دیگر دارد او شهبازِ اوج جان ماست

هم قفس با خیل مرغان گرفتارش مکن

این چه گستاخی‌ست وحشی؟ تا چه باشد حکمِ ناز

التماسِ لطف با او کردن از یارش مکن

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤