از آن تر شد به خونِ دیده دامانی که من دارم - ادبستان شعر پارسی % %

از آن تر شد به خونِ دیده دامانی که من دارم

وحشی بافقی- غزل شماره 290

از آن تر شد به خونِ دیده دامانی که من دارم

که با تردامنان یار است جانانی که من دارم

اگر با من چنین ماند پریشان اختلاطِ من

ازین بدتر شود حالِ پریشانی که من دارم

ز مردم گر چه می‌پوشم خراشِ سینهٔ خود را

ولی پیداست از چاک گریبانی که من دارم

کشم تا کی؟ غمِ هجران اجل گو قصد جانم کن

نمی‌ارزد به چندین دردِ سر جانی که من دارم

مپرس از من که ویران از چه شد غمخانه‌ات وحشی؟

جهان ویران کند این چشم گریانی که من دارم

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤