
نظامی گنجوی – اسکندر نامه – اقبال نامه – شماره 26
گفتار سقراط در آفرینش نخست
چو سقراط را داد نوبت سخن
رطب ریز شد خوشه ی نخل بن
جهانجوی را گفت پاینده باش
به دین و به دانش گراینده باش
همه آرزوها شکار تو باد
نهفت جهان آشکار تو باد
ز پرسیده ی شهریار جهان
که داند که هست این پژوهش نهان
ولیکن به اندازه ی رای خویش
کند هر کسی عرض کالای خویش
نخستین ورق کآفرینش نبود
جز ایزد خداوند بینش نبود
ز هیبت برانگیخت ابری بلند
همان برق و باران او سودمند
ز باران او گشت پیدا سپهر
پدید آمد از برق او ماه و مهر
ز ماهیتی کز بخار اوفتاد
زمین گشت و بر جای خویش ایستاد
از این بیشتر رهنمون ره نبرد
گزافه سخن برنشاید شمرد



